دو شب پیش خونه یکی از اقوام مهمون بودم .. چند تا از دوستای هم سن و سال دخترشون هم اومده بودند تا با هم بازی کنند. تقریبا داشتند شام رو سرو میکردند که فیلم تبلیغاتی موسوی شروع شد.غذامو کشیدم و رفتم نشستم پای تلویزیون.بچه ها هم تا فهمیدن فیلم تبلیغاتی میرحسین موسوی با سر و صدا و شلوغ بازی مخصوص سنشون اومدن طرف تلویزیون.یکیشون اومد کنار من که نزدیکترین مبل به تلویزیون رو انتخاب کرده بودم نشست. یه ده دقیقه ای از شروع فیلم گذشته بود و کلا حال و هوای جبهه و جنگ و انقلاب رو داشت نشون میداد. بچه ها هم سرگرم حرفهای خودشون بودند. همسایه ام برگشت و گفت : این میرحسین خیلی آدم خوبیه. برگشتم نگاهش کردم. یه دختربچه 11 -12 ساله بود.
- گفتم: چطور؟
- گفت: آدم خوبیه.همه میگن.
- گفتم: مثلا کیا؟
- گفت: همه دیگه.مردم . بچه ها. دوستام…
- گفتم: پدر و مادرت چی؟
- گفت: بابام اصلا اهل انتخابات و اینا نیست.خوشش نمیاد.
- گفتم :صحیح!
- گفت: ولی آدم خوبیه خیلی دوستش دارم. وقتی با دوستام میرم تو خیابون اسکیت بازی کنیم , عکسشو میگیریم دستمونو میگیم “موسوی بی روسری”!
گفتم : جان؟!
گفت: شعار میدیم “موسوی بی روسری”. میگن اگه رئیس جمهور بشه روسری رو ور میداره.
گفتم: آخه دست موسوی نیست که! اینا رو کی بهتون گفته؟!
گفت:چرا.همه میگن. باور نمیکنی از” …” اینا بپرس(“…” دوستاش بودن که اسمشون یادم نیست)
چند ثانیه نگاهش کردم. دلم برای او و دوستاش سوخت , که چطور با احساسات پاک و بچه گانه اشون داره بازی میشه.
برگشتم طرف تلویزیون . موسوی کنار جاده رو زمین نشسته بود تا غذا بخوره. تو ذهن خودم تکرار میکردم : پس تکلیف شعار مقدس “یا روسری یا تو سری” چی میشه؟ کاش پدرت 5 دقیقه حوصله داشت تا…
2 جواب تا اینجا
یه دوست // ژوئن 7, 2009 در 7:34 ق.ظ |
به خدا شما از اون دست آدمای با شعور هستید که خوب میدونید قراره چه بلایی سرمون بیارن. لذت بردم خدا خیرتون بده.
BENYAMIN // نوامبر 1, 2009 در 11:17 ب.ظ |
درست